بگشای دل و دیده به دیدار دماوند -
وز هر چه بجز اوست دمی دیده فروبند
آراسته تا گردن، گیسوی دلاویز
افراشته تا گردون، بالای برومند
تندیس سرافراز - ی، سر سوده به کیوان
دماوند - ا که سر بر آسمانی
تو فخر کشور و ایرانی
بلندا سایه ات بر شهر ها
شهیر و نامدارو جاودانی
زمستان چون عروسان برف پوشی
بهاران بر رخت گل می فشانی
گدائیم بر در می خانه تو
تو اسرار خدا مهربانی
هراز از زیر پاییت می زند موج
به هر پیچ و خمش از تو نشانی
بیایند مرد و زن بهر تفرج
بلا تشبیه چو جنت در جهانی
بکن حمد و ستایش ای رفیقان
بر آن معمار قادر تا توانی


برچسب:
نویسنده: شیدا میرزاده